اردی بهشت - تاریخ: 1402/2/3 ساعت: 15:27
اگه برگردم عقب با یکسری از آدمها ارتباط نمیگرفتم چون خیلی اذیتم کردند شاید توهین نکردن اما رفتاراشون واسم زننده بود .. بگذریم زندگی با همین درس گرفتن ها و عبرت آموختنااا قشنگه .به مقدار زیادی شبیه بابامم، بابا وقتی از یکی دلخور و ناراحت میشه به روش نمیاره اما شماره شو از تو گوشیش حذف میکنه یا حتی از...
دوست داشتنی هام:( - تاریخ: 1402/2/3 ساعت: 15:27
دوست دارم برم یک جایی زندگی کنم که هیشکی منو نشناسه تا احساساتی که اینطور دارم سرکوبشون میکنم و بروز بدم دوست دارم برم یکجایی زندگی کنم که اون سبک لایف استایلی که میخوام و بپوشم مثل خیلی از آدمهای دنیا موهام و پسرونه بزنم یه پیراهن سفید مچ دار مردونه بپوشم و شلوار مازراتی مشکی با یک کتونی سفید و مین...
مادرجون:( - تاریخ: 1402/2/3 ساعت: 15:27
دیروز ۶ امین سالگرد مامان بزرگم بود دیروز هرکاری کردم لحظه ای کلافه نباشم نشد ، من از بچگیام با مادر جون بزرگ شدم شبای ییلاق اغوشای از ترس زوزه سگ و گرگ و آغوشای از سر دوست داشتن و دوست داشته شدن ، ۴۰ از سال عمرم و میدم یک شبانع روزشو میخرم ، بعد عزیز جون دیگه بهار ییلاق نرفتم دیگه تابستوناا ییلاق ب...